مرتضى مطهرى

359

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هست ، غريزهء اصيلى است . حتى غريزهء هنر و زيبايى در انسان هست و غريزهء اصيلى است ؛ يعنى انسان زيبايى را به خاطر خود زيبايى مىخواهد نه به خاطر چيز ديگر . در انسان غريزهء حقيقت جويى و علم خواهى هست . علم تنها به خاطر اينكه به انسان قدرت مىدهد و مشكلات را حل مىكند مطلوب نيست ، بلكه خود علم مطلوبيت ذاتى دارد ؛ يعنى اينكه انسان بداند واقعيت چيست ، حقيقت چيست - ولو حقيقتى باشد مربوط به آن طرف كهكشانها و كوچكترين ارتباطى به زندگىاش نداشته باشد - باز خود « دانستن » براى انسان مطلوبيت دارد . اگر ما اين مطلب را كه زيربناى هر چيزى اقتصاد است ، بخواهيم بر اين جهت مبتنى كنيم كه « يگانه غريزهء اصيل انسان غريزهء اقتصادى است و ساير غرايز اصيل نيستند » حرف بسيار بىاساسى است . علماى امروز وحتى ماترياليستهاى امروز هم اين را قبول نمىكنند . تاريخ هم اين را نمىپذيرد . مشاهدات عينى دربارهء انسانها هم اين را نمىپذيرد كه انسان همه چيز را به خاطر منافع اقتصادى مىخواهد . زندگى خانوادگى و تمايل مرد به انتخاب همسر و تمايل زن به انتخاب همسر فقط و فقط براساس تأمين منافع اقتصادى است ! چنين چيزى نيست . تاريخ و جريانهاى تاريخى اين را نشان نمىدهد . ولى ممكن است كسى بگويد نظريهء « اصالت اقتصاد در تاريخ » مبتنى بر نظريهء « وحدت غريزه در انسان » نيست تا يگانه غريزهء اصيل انسان غريزهء اقتصادى باشد ، بلكه مبتنى بر اصل ديگرى است كه مىگويد : ميان غريزهء اقتصادى انسان و ساير غرايز يك تفاوت اصيل هست ، كه تا اندازه‌اى هم حرف درستى است . درست است كه انسان ، برترى طلب و جاه طلب آفريده شده و غريزهء قدرت اصيل است ، درست است كه عامل جنسى در انسان يك عامل اصيل است و همين‌طور ساير عوامل ، اما فرق اين است كه خواسته‌هاى اقتصادى انسان شرط ادامهء حيات است ، يعنى بدون آنها زندگى امكان ندارد ، ولى ساير خواسته‌ها با اينكه اصالت دارد ( يعنى انسان آنها را به عنوان مقدمهء خواسته‌هاى اقتصادى نمىخواهد ) در درجهء دوم است ؛ يعنى انسان فكر مىكند بايد زنده بماند تا بعد بتواند عشقش را تأمين كند ، تا بعد بتواند تفنّن و زيبايى خودش را تأمين كند ، تا بعد بتواند دنبال علم برود . اساس اين است كه آدم زنده بماند . بدون رفع نيازهاى اقتصادى ، اصلًا انسان زنده نمىماند . به قول مولوى « آدمى اول اسير نان بود » . اول بايد شكم سير باشد ، بعد انسان دنبال